زنگــ انشا

قلمت را بردار،بنویس از همه ی خوبیها؛زندگی،عشق،امید

پدر آسمانی من روزت مبارک

طیبه غلامی
زنگــ انشا قلمت را بردار،بنویس از همه ی خوبیها؛زندگی،عشق،امید

پدر آسمانی من روزت مبارک

قهرمان زندگی ام

یگانه شاعر زندگی ام ای پدر سلام؛سلام برتو ای تمام زندگی ام

توبودی که جوانی ات را به پای من گذاشتی تا درختی پربار شوم وروزی از ثمره ی  این درخت به خود ببالی،هر گاه که احساس خستگی و بی کسی می کنم به دلم وعده ی  آغوش تورا می دهم، شمیم خوش نفس هایت آرام جانم می شود ودست  نوازشت فکر آشفته ام را سامان می بخشد

همیشه آرزو می کنم که خداوند موسیقی زیبای خنده هایت ؛ که روحی تازه به خانه می بخشد را ازمن دریغ نکند پدر،عشق وفداکاری را طوری درذهنم حک نمودی که جام دلم را سرشار از محبت ومهربانی کردی، هرگز فراموش نمی کنم وقتی با شوق از شادیهایم برایت می گویم چشمان پر رمز ورازت از غرور می درخشد.

 تنها وقتی دنیایم قشنگ وشب هایم پر ستاره است که تو کنارم باشی.

ای پدر تو قهرمان زندگی من  هستی،نامت را در محراب خا طرم برای همیشه قاب می کنم،تمام دلم جای جای حضور توست وای کاش می توانستم کاری کنم تا همیشه کنارم باشی،اگر روزی کنارم نباشی هستی ام سر به جاده  های بی کسی می سپارد

همیشه درقلبم می مانی،باتمام وجود دوستت دارم.

ندا نیکبخت

بلندای عشق

پدر واژه ای به بلندای عشق که گفتن نامش حتی سنگ را هم از شرمندگی آب می کند.

پدر همان تک واژه ای که همه هستی و نیستی ما از بودنش شکل گرفته است

پدرم امشب  با تمام وجود  برایت می نویسم ،برای تو که زندگی و زنده بودنم را مدیون حضور تو هستم،برای تو ،تویی که در کنارهمه ی غم ها و شادی ها،همه ی بودن ها و نبودن هایم هستی و خواهی بود.

پدرم نمی دانم چه بنویسم ،چون هر واژه ی من در برابر بزرگی و خوبی تو بی معناست،برای تویی که مثل کوه پشت من هستی و یادم داده ای چگونه حرف بزنم ،بخندم ، گریه کنم و زندگی کنم.

پدرم باش...

پدر جان ، باش و با بودنت بودن مرا کامل کن

باش که بودنت حیات من است و زندگی من جلوه گاه لبخند همیشگی توست

باش اما مرا ببخش ،ببخش که نمی دانم چگونه حضور گرمت را قدر بدانم،نمی دانم چون هنوز قدر دانستن را خوب یاد نگرفته ام...

لحظه هایتان به شادی و پدرانتان همیشه در کنارتان

نگار نیکبخت

تنها بال پروازم


پدر نگینی است درآسمان بی همتا ، او کسی است که از نگاهش الفبای زندگی را می آموزم ، از کلامش سبدی پر از غنچه های خندان را می چینم ، از وجود لبریز از محبتش مهربانی را درک میکنم ، کسی که با نبودش گلستان خانه را به کویری سرد و بی روح تبدیل می کند

 کسی که با خنده اش خوشختی را احساس می کنم، قشنگتیرین واژه هستی ، قویترین فرشته و تکیه گاه من ؛تکیه گاهی که مرا با لبخند های گرم وصمیمانه اش در بدترین شرایط آرام می سازد

 در قلبم قابی کوچکی ساخته ام و عکس او را در آن گذاشته ام و هرگاه از دنیا آزرده می شوم با او درد و دل می کنم

 پدرم همه ی وجود من هستی ، برگ برگ زندگی من به خاطر تو ورق خورده، پدرم پایدار تر از گذشته  و استوارتراز قبل یاری ام کن

 ای بهار آرزو های کوچکم بمان و شکوفه های دلم را پربار کن ،پدرم ای عشق وجودی ام تاابد دوستت دارم

مهدیه اصغری

 

آشیانه ی آشنایی

پدر مهربانم،قلم را برمیدارم .و برای تو می نویسم،تو که در تک تک لحظات زندگیم مانند کوه پشتم بودی و اجازه ندادی که شدیدترین تندبادهای روزگار مراجابجا کنند

پدرم هنوز هم که بزرگ شده ام گاهی دلتنگ آن روزها می شوم،روزهایی که من در بازی های کودکانه ام شکست میخوردم و زمانی که اشک در چشمانم حلقه می زد، تو با عشق مرا در آغوش می فشردی و نوازشم می کردی.

اکنون هم تو تکیه گاه لحظات سخت من هستی،هنگامی که به چشمانت می نگرم به معنای دیگری از زندگی پی می برم،تو خورشیدی برای وجود سرد و مایوس من و چشمانت آفتابی است که غمهای یخی ام را ذوب می کند و با نگاهت در وجودم دانه های لبخند می کاری و با دلگرمی هایت شکوفه های شجاعت و امید را در دلم می رویانی.

پدرم هرگاه احساس غریبی و تنهایی می کنم هولناک و ترسان بدنبال آشیانه ی آشنایی می گردم که دستهای سردم نشان می دهند که گرمای از دست رفته شان از آن آشیانه سرچشمه می گرفته اند،این آشیانه دستهای پینه بسته توست که یاد آورشجاعت و خستگی ناپذیری تو می باشد

پدرم دستهای گرمت کوچه های خاکی و غبارآلود  رگهایم را آب و جارو می کند و خون آرامش را به آنها جاری می نماید

پدر جان قلب تو دریایی از مهربانی و خوبی هاست ،دریایی که ای کاش من یک ماهی بودم و می توانستم در آبهای زلال مهر و صفایش شنا کنم تا هرگز گرفتار امواج پرتلاطم و خشمگین اقیانوسهای دنیایی نشوم

پدر عزیزم با تمام وجود روی اقیانوس بزرگ زندگی ام می نویسم دوستت دارم

نسرین نوازنده

هدیه بارانی

امسال صدای باران را به بهترین کسم هدیه می دهم،امسال نگاه بارانی ام را به او هدیه می دهم ،این بار بوی خاک نم خورده را به او هدیه می دهم،اینبار دل تشنه به عشقم را به او هدیه می دهم ...

اینبار با تمام وجودم شیرین ترین لبخند زندگی ام را به او هدیه می دهم تا بداند ویرانه های دلم تنها با دستان گرم او جان می گیرد و تنها نگاه اوست که ضربان قلبم را تندتر می کند

 امروز روز اوست روزی که تازگی عطر یاس را بر دستان پینه بسته اش به جای می گذارد ؛امروز قلم غیرت جمله روزت مبارک را بر روی دفتر زندگی می نویسد

امروز با شاخه ای گل زنگار شیشه دلش را پاک می کنم تا برای همیشه نگین قصر امیدم باشد

 اینبار بدون خجالت های بچگانه کلمه ی دوستت دارم را بر لبم جاری می کنم تا بداند همیشه و هرکجا پاکی آب نگاه اوست که مرا به امان خدا می سپارد

امروز روز اوست روز تنها چراغ زندگیم ،چراغی که در دل تاریکی شب راه زندگی کردن را به من نشان داده و هیچگاه خاموش نخواهد شد

آری امروز روز پدر است مهربان روزت مبارک

زینب مددی

پدر ،تپش قلب خانه

پدر یعنی زیبا ترین کلمه دنیا که هیچ مترادفی نمی توان برایش پیدا کرد . پدر،یعنی مهربانی . پدر ، یعنی یک حس گرم و صمیمانه . پدر ،تنها کلمه ایست که در دنیا حرف ندارد .

 پدرم ، تو تپش قلب خانه ای . پدرم ، هیچ گاه ، آن شب را یادم نمی رود . آن شبی که باران می بارید و تو چترت را روی سر من گرفته بودی . یادم نمی رود آن شبی راکه با وجود سرمای شدید کتت را بر شانه من انداختی تا من سرما نخورم . پدر ، تویی که صبوریت دل های ناامید مرا امیدوار می کند . پدرم ، چقدر حس خوبی داشتم ، روزی که با دستان پر مهرت ، مرا راهی مدرسه کردی . پدرم ، من در کلاس اول نوشتم (( بابا آب داد .)) بدون آن که بدانم برای آوردن نان به خانه چه سختی ها و مشقت هایی را به جان خریدی .

پدرم ، دوستت دارم  و با این که زیر پایت بهشتی نیست ، برایت بهشتی پر از آرامش، آرزو می کنم ، تا نا آرامی ها و نگرانی هایت ، برای آوردن نان به خانه جبران شود .

و چه پاک و سزاوار است که روز میلاد مولای پرهیزکاران ، امیر المومنین (ع) ، که از بهترین ، بزرگ ترین  و مهربان ترین پدران دنیا است ، به نام روز (( پدر)) برگزیده شده است .

پدرم ، سایه ات کم مباد .

زهرا اکبریان

 

پدرکوه وفا و غیرت

پدر،کلمه ای بسیارمعناداروپرمفهوم،کلمه ای که هرفرزند توصیفی ازآن دارداماهمه ی این توصیف ها به مهرومحبتی وصف نشدنی،ختم می شوند.

پدریعنی مهر،عاطفه،غیرت،شکوه،شجاعت،غروروقدرت.

پدرهمانی است که دریکایک لحظه های زندگی سختی ها رابه جان خریده وسنگینی های غم واندوه رابا تمام وجود به دوش کشیده تا ما هیچ مشکلی راحس نکنیم؛همانی که درلحظات سختی،هیچ دلگرمی نداشته ولی دلگرمی خانواده می شود تا دل سرد نشویم.

همانی که چشمان معصوم کودکان هم به معصومیت ومظلومیتش نمیرسند ودربرابرش سرشرم فرود می آورند.

همان کسی که وقتی دستانش رامی گیری تازه متوجه می شوی که دستانش چقدرخسته اند وپینه ها وزخم هایی بی شماردارند.

پدرهمان کوه استواری است که ازتودربرابرطوفان ها حفاظت می کند و تورادرصدف قلب خود محافظت می کند؛تاازدریده شدن توسط گرگان روزگاررهایی یابی.

همانی که به تودرزندگی استقامت،کوشش،صبرواستواری راآموخت؛دقیقا ازهمان کودکی،دراولین روزی که اولین قدم های زندگیت رابرمی داشتی،تنها اوبا تمام وجود تشویقت می کرد و لحظه ای که زمین می خوردی،بی درنگ دست یاری به سمتت درازمی نمود.

آری پدرهمان کسی است که لحظه ای از تحمل سختی دست نکشید تا لحظه ای تودررنج نباشی.پدرهمان صخره ی استواروفداکاری است که ازدلش چشمه های زلالی جوشیده که درختان وگلها رابا طراوت می کند.

پدرهمان کوه وفا وغیرت است

همان دریاچه ی مهرومحبت است.

پدرجای تودرقلبم است،این خانه ی کوچک رابپذیر.

"دوستت دارم پدر"

سارا رجبی

پدر مروارید گرانبهای زندگی من،  که هرگز نمی توانم در قالب کلمات وصفش کنم.

پدر کسی که روزی دستهایش گهواره ام بوده و حال تنها تکیه گاهم است ،کسی که آغوش امنش بهترین جا برای فراموشی غم ها و ناراحتی هایم بوده و هست و با بودنش ،بودن من معنا می گیرد.

پدر کسی که پاکی صداقت،اوج مهربانی و نهایت آرامش، همه در کنارش برایم معنی پیدا می کند

کسی که خوب زیستن و خوب دیدن را به من آموخت .

پدر تک ستاره آسمان خانه که با وجودش نور و روشنایی به خانه می بخشد

پدر عزیزم ای کاش توان آن را داشتم که از عرش تا فرش را برایت گلباران کنم و بر دستان پینه بسته و پر از مهر و عاطفه ات که مظهر عشق و ایثار است،بوسه بزنم

روزت مبارک

محدثه شرفی

«پ مثل پدر»


پدر یعنی یک کوه استوار،پدر یعنی یک وجود بیکران ،پدریعنی یک فرشته .
کسی که حاضر است برای آسایش تو ،زندگیش را به پایت بگذارد . کسی که قلیش به وسعت دریاست . همان که خیلی برایش اهمیت داری .
آری اوکه در برق نگاهش ، آرامشی را حس می کنی. همانی که ستاره ی وجود شب های تاریک توست .

 پس عشقش را در قلبت و مهربانی اش را در وجودت حس کن و این را بدان با نبود او ،زندگی بی معناست .

نبودش یعنی خاموش شدن شمع جهانت .
در یک جمله :پدر ، زیبا ترین شگفتی زندگی

مریم نادعلی

پدر خلاصه خلقت

 

پدر یعنی پایداری،یعنی دریا دلی،یعنی رادمردی

پدر تو آن کوه استوار و پایداری که با تمام سختی ها،مَنِشی چون خورشید داری،گرم و مهربان.

تو آن دریای عظیمی که هر تشنه ای به تو می رسد،سیرابش می کنی؛ سیراب از مردانگی و غیرت

پدر تو در رادمردی و راستی و درستی الگویی بزرک برای فرزندانت هستی.

خداوند به هنگام آفرینشت ،چشمی با بصیرت،دلی چون دریا و جسمی بسان کوه به تو عطا کرد تا با نگاه خود اشتباهات فرزندانت را ببینی و بر خطاهایشان پوشش گذاری.با دل دریاییت از اشتباهاتشان بگذری و با وجود استوار و کوه مانندت برای خانواده آرامش و آسایش به ارمغان بیاوری و در برابر سختی ها و مشکلاتی که شاید پایه های زندگیت را متزلزل کند ایستادگی نمایی و صبر پیشه کنی.

و در پایان خالقت بر پیکرت که با دستان خود آفریده بود از روحش دمید و زمین را از وجودت مفتخر نمود.آری پدر تو چه نعمت عظیم و گرانقدری هستی ،نعمتی که هرکس ندارد هیچ ندارد.

کاش بتوانیم قدر پدرانمان را بیش از پیش بدانیم

مهدیه سلطانی

 


موضوعات مرتبط: دل نوشته ها ، مناسبت ها ، کلیپ
برچسب‌ها: ادبی , روز پدر

تاريخ : چهارشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۵ | 9:44 | نویسنده : طیبه غلامی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.