
محرم ماه خون
دوباره محرم از راه رسید،ماه خون،ماه سربریدن آلاله ها ،ماه سربه نیزه کردن خورشید و ماه سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین(ع)
حسین،چه نام زیبایی،نامی که با شنیدنش چشم های بسیاری اشکبار می شود،چشم هایی که عاشقند ،عاشق راستین
محرم ماه عزاست ،ماه پیروزی خون بر شمشیر
ماهی خاطره انگیز به خاطر عزایش،عزاداری هایش و عزادارانش،آنهایی که جان بر کف نهاده اند برای حسین (ع)
حسین جان ،آقایم،مولایم چه بی پروا دیده بر حقایق بستند و چه گستاخانه بر خیمه هایت تاختند و چه غریبانه شهیدت کردند.
می دانم غم از دست دادن برادر کم دردی نیست،کمرت را شکست ،از دست دادن علی اکبرت دلت را به درد آورد و گوش های پاره ی دخترت و گلوی پاره ی فرزند شش ماهه ات دلت را خون کرد ،همه و همه را می دانم از غریبی خواهرت تا انتظار دخترت در کنج خرابه های شام
کاش ما می توانستیم مرحمی بر زخم هایت باشیم آقا
از یاد نخواهم برد که محرم ثمره خون جوانمردانی چون تو و یارانت بود
دلاورمردانی که از همه کس خود گذشتند تا آیندگان با ایمانی راسخ و عقیده ای راستین زندگی کنند و به قول امام حسین(ع)آزاده باشند
مهدیه سلطانی

ترانه های خمیده
غبار به آرامی پا به صحرای کربلا می گذارد ،آرام و بی صدا بی آنکه کسی ببیند و آن را درک کند .
خورشید به صحرا تازیانه می زند و روسری سبز ی از بالای خیمه ها بر اوج شنزارهای کربلا خودنمایی می کند.
آسمان چشم هایش را می بنددتا واقعه تلخ عاشورا را نبیند و باور نکند
خورشید به وسط آسمان رسیده است و به زمین می نگرد؛ به خدا می گوید امروز نظاره گر شهادت حسین و یارانش هستم
خدایا چشم های درخشان و پرغرور مرا نابینا کن؛ نمی خواهم ببینم که فرزند رسول خدا چگونه شربت شهادت می نوشد
کمان ها و نیزه ها سرنوشت ساز این ایمان و توکل هستند چه خواهد شد؟
چه بلایی بر سر این 72گل پرپر می آورند
باد صدای ناله ی فاطمه زهرا را از بهشت به گوش کربلائیان می رساند
آه کو پسر فاطمه؟
کو دلداده ی زینب؟
سرش را از پیکرش جدا کردند؛ انگار دنیا در یک روز خلاصه می شود؛ یک روز بی پایان یک روز که عشق همبازی روزگار شد
این بار ظهر عاشورا، لالایی صدا یای آب را می نوازد.
یاسمن پور سلطان

محرم ماه حسین (ع)
محرم یعنی ایثار حسین(ع)؛ یعنی شهادت حسین(ع)؛ یعنی جانبازی وفداکاری عباس (ع)
دوباره محرم آمد ماه خون،ماه جان فشانی،ماه شهادت امام حسین (ع)ویاران با وفایش؛ماه ماتم وغصه
ماهی که همه اش درس است ؛درسی بزرگ
درسی که ما از آن کودک خردسال تا جوانمردی ابوالفضل العباس(ع) می گیریم
قیام عاشورا کمر تاریخ را شکست
حال می گویم درباره خودش
حسین یعنی شجاعت حسین یعنی دنیا محبت ودرس ،حسین یعنی فداکاری ....
ای امامم،مولایم! کاش می بودم می توانستم کاری بکنم
ای امام خوبی ها قصه عاشورا قصه بیاد ماندنی است قصه ای که پس از گذشت قرن ها مانده ،مانده تا همیشه حرفهایت را ازیاد نبریم
همان جایی که می گویی من برای اصلاح امت جدم وامر به معروف ونهی از منکر قیام کردم
خوش به حالت که رفتی اما قصه قیامت ،گریه های دخترت رقیه وناله های خواهرت زینب همیشه در زبان همه جاری خواهد ماند.
ما از قیام عاشورا درس صبر وبردباری وشجاعت می آموزیم
مریم پورمند

در ماتم عشق
چند روزیست که حس و حال غریبی دارم،شهر بوی غم آسمانی می دهد و پرچم های مشکی در گوشه و کنار آن بر در و دیوارها خودنمایی می کند.
نام حسین(ع)ورد زبان ها می شود و قصه اش همه جا نقل مجلس
قصه ای که سراسر آن حرف از عشق و ایمان به خداست؛ قصه ای پر از غصه
آری قصه ی عاشورا بس شنیدنی است
محرم می رسد با یک دنیا اشک و غم ،محرمی که یادآور کربلاست،همان کربلایی که با اشک و خون ،شجاعت و مردانگی و اندوه و ماتم گره خورده است
ماهی که معنای خون و یاد تشنه ی امام حسین و یاران باوفایش را در خود نهفته دارد
گرچه قرنهاست از شهادت این امام بزرگوار می گذرد اما محرم همچنان زنده است
مریم نادعلی

موضوعات مرتبط: دل نوشته ها ، مناسبت ها
برچسبها: ادبی , محرم

