بقيع خاموش اما خروشان
بقيع دريايي خروشان ؛مدفن پاك فرزنداني از سلاله پاك نبي،دريايي كه فقط اشك و ناله و فرياد را در خود ديده و به غم انگيزي اين دريا و به سرخي آب هايش و به غربت هميشگي اش نبوده و نيست .بقيع دريايي تاريك و پر اندوه كه قلبش به درخشندگي ستارگان و به فروغ و روشني ماه است .
بقيع آسماني پر از ستارگاني درخشان با اينكه خاموش است اما خروشان و خاطره انگيز است
(نوشته اي از فاطمه شاهرخي،آموزشگاه تربيت)
![]()
نمي دانم كجا هستم؟ نمي دانم انتهاي اين راه بي پاياني كه در پيش رو دارم به كجا مي رسد؟و چرا پا به اين راه نهادم ،حال چون گنجشكي هستم كه در قفس تاريكي ها گير افتاده ام و ترس وجودم را فرا گرفته به ناگاه نوري در ميان ظلمات پديدار مي گردد آري من در بقيع هستم همان مكاني كه پر است از مهر و عطوفت؛ آرامگاه لاله هاي سرخي از سلاله پاك محمد(ص) روزها و سالهاست پنجره هاي انتظار منتظر ديدنش بوده اند بقيعي كه در عين سكوت حرفها دارد و سكوت و مظلوميتش گوش عالم را كر كرده است بقيعي كه در برابر زادگاه نبي چون قطره اي در برابر دريايي بي كران است مكاني كه بوسه گاه مهر است گلي بر پيشاني اش به يادگار مانده و صداي دلنشين قران خواندنش در كوچه پس كوچه هاي مدينه گوش را مي نوازد بقيع پر از گل هاي دانايي و معطر به عطر دعا ست كسي در آنجا آرميده كه محمدي ديگر است به همان زيبايي و جلال...
با خود بينديش ببين بقيع با سكوتش چه مي گويد بقيع خاموش اما خروشان ؛پر تلاطم همانند دريا،مظلوم همانند خودش..
(نوشته اي از محدثه دوستي،آموزشگاه تربيت)

از پشت نرده هاي مشبك نگاه مي كنم.نگاه مي كنم به مظلوميت چهار امام بزرگوار آنان كه قبورشان خاكي بودن را فرياد ميزند هر انساني كه در پشت آن نرده ها ي متبرك مي ايستد مرواريد اشك شوق از صدف چشمانش مي بارد و نشانگر اين است كه قلبش كساني را در خود جاي داده كه بيش از مرواريد ارزش دارند آري بقيع خاموش است اما خروشان از كبوتراني سپيد بال كه در تكاپوي جرعه اي آبند تا خط خطي لوح زندگي را پاك كنند.
(نوشته اي از مهديه مقيمي،آموزشگاه تربيت)
برگشت به صفحه نخست
موضوعات مرتبط: انشاء دانش آموزان ، عكس
برچسبها: انشای دانش آموزان , ادبی , مذهبی , مدینه

