زنگــ انشا

قلمت را بردار،بنویس از همه ی خوبیها؛زندگی،عشق،امید

بیا که بی تو...

طیبه غلامی
زنگــ انشا قلمت را بردار،بنویس از همه ی خوبیها؛زندگی،عشق،امید

بیا که بی تو...

 به دنیا که آمدی، فرشتگان با کوله­ باری از تغزّل، به پای­بوسی
تو آمدند تا صهبای عشق را از نام تو بنوشند.

اکنون نمی ­دانم تولد دوباه تو را در کدامین
خطّ سرخ افق نظاره خواهیم کرد؟

ای چراغ فاتح شب­های زمین!
همین نیمه شعبان، حلول تو را چشم ­انتظاریم که این روزها، دقیقه هایمان
گوش به زنگ صدای پای مهربان توست یا اباصالح!


بیا که بى ‏تو نه سحر را لطافتى است و نه صبح را صداقتى؛
که سحر به شبنم لطف تو بیدار می شود و صبح به سلام تو از جا بر مى‏ خیزد.

بیا که بى ‏تو آینه ‏ها، زنگار غربت گرفته ‏اند و قطار آشنایى ‏ها، فریاد غریبى مى‏ کشد.
هیچ کس حریم اطلسى ‏ها را پاس نمى ‏دارد و بر داغ لاله ‏ها مرهم نمى‏ گذارد.

بیا که بى ‏تو قنوت شاخه ‏ها، اجابتى جز غروب تلخ خزان ندارد.
بیا که بى ‏تو کدام دست مهر، سرشک غم از دیدگان یتیمان بر مى ‏گیرد؟
و کجاست آغوش مهربانى که دل‏هاى زخمى را به ضیافت ابریشمى بخواند؟

بیا که بى ‏تو آسمان دلم اسیر تیرگى هاست،
و هرگز ستاره امید در برج اقبال، رحل خوش بختى نمى‏ افکند.


اى آبِ آب! رودخانه‏ ها عطش دیدار تو را دارند
و در بستر انتظار به سوى دریاى ظهور تو شتابانند.

قامتى به استوارى کوه، دلى به یکرنگى دریا، طراوتى به لطافت سبزینه‏ ها،
سینه‏ اى به فراخى آسمان‏ ها و صمیمیتى به گرمى خورشید باید،تا تو را خواند
وکاروان دل‏ها را به منزلگاه امید کشاند.


این همه را که اندکى بیش نیست؛از دل شکسته ‏ترین منتظران تاریخ دریغ مدار،
که ظهور تو اجابت دعاى ماست.یا صاحب الزمان!


موضوعات مرتبط: دل نوشته ها
برچسب‌ها: امام زمان , ادبی , نیمه شعبان

تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 21:11 | نویسنده : طیبه غلامی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.