لابد مثل همه‌ی این محرّم‌ها و صفرها که به ربیع ختم شدند،
لابد مثل همه‌ی آن اسفندها که با فروردین و اردیبهشت، عاقبت‌به‌خیر شدند
مثل همه‌ی زمستان‌هایی که با بهار…
این خزانِ روزگار هم تمام می‌شود.
لابد تو می‌آیی،
عاقبتِ روزگار به تو ختم می‌شود؛ به‌خیر.
لابد حالِ روزگار خوش می‌شود.
خوش به حالِ روزگار...



در این ماه خجسته، نسیم سحری جان مایه عشق را به گستره خاکیان می فرستد. شاخه های مهربان درختان، گونه به رنگ فلق می سایند. آبشاری از نور، خنده های شادمان خورشید را به زمینیان می بخشد و جوششی باشکوه،آسمان را در بر می گیرد. جوانه های تبسم لب ها را شاداب از طراوت تغزلی دیگر کرده و همگی قدوم نوزادی را که سبب آفرینش است تبریک می گویند که یا محمّد! به جمع خاکیان دوستدارت خوش آمدی!
شامگه میلادت شور و سرور، در کوچه های خلوت مکه، حکایتی تازه داشت و باد در گوش بلندترین نخل ها از پیش،خبر می برد و مژدگانی می گرفت. کنگره های کاخ ستم لرزیدند. دریاچه های کفر خشک شدند. آتشکده های الحاد به سردی گراییدند و آغوش اسلام به مولود خجسته خود مباهات کرد.
محمّد آمد! ثمره خلقت آمد! پیامبر مهر به سرای دنیا خوش آمد!

 


حلول ماه ربیع الاول
ماه جشن و سرور اهل البیت ( ع )
را به تمامی مسلمین تبریک می گویم .