زنگــ انشا

قلمت را بردار،بنویس از همه ی خوبیها؛زندگی،عشق،امید

یا اباصالح ادرکنی....

طیبه غلامی
زنگــ انشا قلمت را بردار،بنویس از همه ی خوبیها؛زندگی،عشق،امید

یا اباصالح ادرکنی....

شهر كه چراغاني مي شود،طاق نصرتها كه سقف آسمان را برايم كوتاه تر مي كند،سيني شربت كه ناگهان جلوي پايم سبز مي شود،تازه يادم مي افتد كه تو نيستي...يادم مي افتد كه پشت تبسم چشم هايم،باران غريبي آماده ي فرو ريختن كمين كرده واين  نگاه پر از نگراني آسماني،سال هاست به اين جاده اي كه گويا نهايتي نداردخيره مانده است.دوباره دلم پر از گلايه هاي بغض آلود مي شود،وقتي مي دانم تو مي آيي و ميان این كوچه ها كه به نام تو آذين بندي شده اند،قدم مي زني وباز چشم هاي كم نور از گناه مرا فخر ديدن تو نصيب نمي گردد،آن باران غريب بيشتر غريبي مي كند...

ديشب دوباره دل را هواي اين شكوه هاي قديمي به سر زده بود كه ياد بي«ندبه»گي هاي جمعه هاي دنيا زده ام افتادم و ياد بي «عهد»ي اين صبح هاي زميني خواب آلود.

حرف يك روز و دو روز نيست،حرف عمري است كه بي تو گذشت و تو هنوز نيامده اي!و تمام اين عمرچه بي صفا و چه بي خورشيد گذشته است،در سايه و سردي غفلت...

چه جمعه ها كه بي انتظار آمدنت گذشت و دلمان آنقدر شلوغ دنيا بود كه اصلا هواي تو نكرد و عصر كه شد گلايه كرديم از دلگيري غروب هاي جمعه و به خود نياورديم كه تونيامده اي كه دلگير است و گرنه با تو كه دلگيري معنايي ندارد.چه بد دردي است،اين خودفراموشي هاي مسري معاصر كه در مسير روزمرگي ها،به عادتهايمان سخت دل سپرده ايم!!

اين سياه مشق هاي دلتنگي پيش مي رود و با عطر نام تو سبز مي شود و من،دراين طراوت هميشه بهاري ياد تو،نمي خواهم پي اين گلايه ها را بگيرم.اصلا چه جاي گلايه؟!همه چيز به اين دل زميني من برمي گردد كه سرگرم ايستگاه هاي رنگارنگ جغرافياي پر ازسرگرمي زمين،در راه مانده و رسيدن را از خاطر برده است.

همه چيز به همين حضور زميني من بر مي گردد كه هر نيمه ي شعبان كوچه ها را آذين بندي جشن حضور تو می كنم و هيچ گرد و غباري از دل دنيايي خويش نمي زدايم.براي همين است كه تو منتظرتر ازمني!منتظر رسيدن دل توبه كرده ي من.و در اين انتظار،براي هر پي دنيا دويدنم غمگين مي شوي  و به هر خدايي شدنم متبسم.و خوب مي دانم براي بازگشتم دعا مي كني.و دل بستن به استجابت،همين دعاي توست.

مولاي ندبه هاي باران خورده ي من!

تويي كه اين دل گناه آلود را از ورطه ي نااميدي مي رهاني...كه قنوت هاي من گر چه از آمدنت سرشارند،اما بار سنگين گناه نمي گذارد به آسمان برسند،كمكم كن ...

مي خواهم كوله بارم را،گرچه پر از توبه هاي ترك خورده است،بردارم .وسوسه هاي شيطان را بي اعتناي پاسخي،رها كنم.دست رد بر سينه ي هوس بكوبم و راه بيفتم...مي خواهم دلم را براي حضور تو خلوت كنم و راه بيفتم در امتداد جاده اي كه مي دانم در انتهايش تو به انتظار من نشسته اي...

كسي چه مي داند،شايد اين نيمه ي شعبان جشن تولد دوباره ی من باشد...!!!

مقدمت بر قلوب همه منتظران مبارک باد 

کلیپ انتظار تقدیمتان

دانلود امتحان املای نوبت دوم خرداد 95

پایه هفتم،پایه  هشتم،پایه نهم

دانلود امتحان انشای نوبت دوم خرداد 95

پایه هفتم،پایه هشتم،هماهنگ پایه نهم صبح،پایه نهم عصر


موضوعات مرتبط: دل نوشته ها ، مناسبت ها
برچسب‌ها: مذهبی , نیمه شعبان , امام زمان

تاريخ : شنبه یکم خرداد ۱۳۹۵ | 10:0 | نویسنده : طیبه غلامی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.