تمام ستاره های آسمان، به شب نشینی چشمان خورشید آمدند.
دست های وحی، بالا می رفت و دست های خورشید را بالاتر می برد.
هزاران باور، می دیدند و تبریک می گفتند.
«اشهد انک امیر المؤمنین الحق الذی نطق بولایتک
التنزیل و اخذ لک العهد علی الأمه».
غدیر فریاد می کشید و دهان های تعجب، خشک شده بود.
غدیر فریاد می کشید و صدای پای بهار، تا آسمان هفتم پیچیده بود.
غدیر فریاد می کشید و رسول،طنین صدایش را در برکه به نجوا نشانده بود.
«من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه
و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله».
جدیدترین مطالب در کانال تلگرامی باران
bsran2@
موضوعات مرتبط: مناسبت ها
برچسبها: ادبی , عید غدیر
تاريخ : سه شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۵ | 7:3 | نویسنده : طیبه غلامی |





