زنگــ انشا

قلمت را بردار،بنویس از همه ی خوبیها؛زندگی،عشق،امید

من کنت مولاه فهذا علی مولاه...

طیبه غلامی
زنگــ انشا قلمت را بردار،بنویس از همه ی خوبیها؛زندگی،عشق،امید

من کنت مولاه فهذا علی مولاه...

تمام ستاره های آسمان، به شب نشینی چشمان خورشید آمدند.
دست های وحی، بالا می رفت و دست های خورشید را بالاتر می برد.
هزاران باور، می دیدند و تبریک می گفتند.

«اشهد انک امیر المؤمنین الحق الذی نطق بولایتک
التنزیل و اخذ لک العهد علی الأمه».

غدیر فریاد می کشید و دهان های تعجب، خشک شده بود.
غدیر فریاد می کشید و صدای پای بهار، تا آسمان هفتم پیچیده بود.
غدیر فریاد می کشید و رسول،طنین صدایش را در برکه به نجوا نشانده بود.


«من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه
و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله».

جدیدترین مطالب در کانال تلگرامی باران

bsran2@


موضوعات مرتبط: مناسبت ها
برچسب‌ها: ادبی , عید غدیر

تاريخ : سه شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۵ | 7:3 | نویسنده : طیبه غلامی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.