زنگــ انشا

قلمت را بردار،بنویس از همه ی خوبیها؛زندگی،عشق،امید

خانه ي دوست كجاست؟

طیبه غلامی
زنگــ انشا قلمت را بردار،بنویس از همه ی خوبیها؛زندگی،عشق،امید

خانه ي دوست كجاست؟

Where is the home of the friend?

با هر تپش قلبم ،نبض زندگي را بيش از هميشه حس مي كنم...

و آن گاه ديوانه وار سر به ديوار وجود مي كوبم

گاه در ميان احساس ارغواني شعرم،شكوفه هاي صحبت تو را مي جويم

و در آبي بي كران سرگشتگي ،دستان گنه كارم را به پرواز در مي آورم

بر شن هاي داغ دل سپردگي قدم مي گذارم

و در امتداد ساحل هستي زندگي مي كنم

در هر سحر گاه تير دعا ،از كمان جان به سوي دايره ي قسمت رها مي كنم

بي آن كه بدانم،سراي دوست نزديك تر از هر نفس،در تمام جان من است...

در سرخي نگاه و سبزي كلامم!!!


موضوعات مرتبط: دل نوشته ها
برچسب‌ها: دلنوشته , ادبی

تاريخ : جمعه دهم دی ۱۳۸۹ | 14:14 | نویسنده : طیبه غلامی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.