
مادر بزرگ ترین هدیه هستی
به نام خالق هستی که هرچه آفرید زیباست از جمله مادرم
کلمات از ذهنم فراری اند زیرا آن ها هم می دانند که توصیف او سخت است ،چگونه به او ثابت کنم دوستش دارم؟چگونه به او بگویم می خواهم جبران کنم تمامی زحمات بی شمارش را ؟مادری که از ابتدای حیاتم با من است ،باگریه ی من گریسته و با خنده ی من خندیده است،مادری که همیشه وقتی من به زمین خورده ام دستان گرمش تکیه گاهی برای ایستادنم بوده است.مادری که برای رسیدن من به جایگاهی بالاتر غرورش را زیر پا گذاشت و همراه من تلاش کرد،مادری که به من آموخت زندگی کنم و از هر شکست پله ای برای بالاترین ها و رسیدن به موفقیت بسازم و خطایم را جبران کنم،مادری که همیشه دعایم کرد تا بخت و تقدیرم تابناک باشد ،عمرم طولانی شود و همیشه خواسته تا بالاترین دستها نگاهبانم باشد و مرا به نگاه مطمئن خداوند سپرده است.
مادری که همواره در گوشم زمزمه کرده است که بایاد خدا باشم و زندگی را با همه ی خوبی و بدی ها قبول کنم اما افسوس بازهم به معنی واقعی مادر نرسیدم و نمی دانم چگونه وصفش کنم به او بگویم پدر چون اوست که فقط می فهمد در اعماق من چیست؟به او بگویم اشک زیرا همیشه با من گریسته است یا او را کوه بنامم که استوار است شاید هم خورشید نامیدم زیرا همیشه در پس چهره ی گرم و خندانش غم را نگاه می دارد و دیگر صلاح می دانم سکوت کنم زیرا سکوت سرشار از نگفته هاست و شاید ضربان قلبم به او بفهماند که دوستش دارم و واژه ها ی خود را حقیر ندانم آن هم بخاطر نگاه مادرم
این حرف های دلم بود بدون هیچ کم و کاستی همه اش حقیقت بود و این واژه ها را هرچند غیرقابل وصف تقدیم می کنم به مادرم و تمام مادران ایرانی، روز مادر مبارک
اگر من شاعرم شعرم تو هستی
اگر من عاشقم عشقم تو هستی
اگر من یک کتاب کهنه هستم فبدان زیباترین خطش تو هستی
ای مادر بزرگترین هدیه هستی.....
نوشته ای از مهسا صداقتی

سبدی گل هدیه به مادرم
مادر چه واژه زیبایی حتی زمزمه کردن نامت به من شادی و امید می دهد ،نمی دانم چرا تو همیشه الگوی صبر و مقاومتی ،همیشه در برابر مشکلات می ایستی و چون آیینه دلی صاف داری زلال چون آب و بزرگ چون دریا و پاک و لطیفی آن گونه که عشق در آن غوطه ور است و این را هم می دانم که محبت هایت از تمام دریاها و اقیانوس ها فراتر است و بی کران تر
مادرم!می دانم همیشه یار و یاورم بودی در سختی ها کمکم کردی چون خورشیدی بر من تابیدی و خواهی تابید ،چشمانت چون الماس می درخشد و قلبت به زلالی آب و ایینه است
بدون تو کانون گرم خانواده صفایی ندارد ف،اصلا خانواده ای وجود ندارد پس چه زیباست همین جا سبدی گل یاس تقدیمت کنم و دستان لطیف و نرمت را ببوسم ،دوستت دارم مادر این شهر زیبا تقدیمت:
گل های بهشت سایه بانت
یک دسته ستاره ارمغانت
یک باغ پر از گلای نرگس
تقدیم به قلب مهربانت
نوشته ای از فاطمه شرفی

به نام نامی مادر
همان مادری که مرحم هر دردی است و همدم تنهایی های شبانه
مادرم نمی دانم چگونه تو را توصیف کنم و برایت جمله های بنویسم که لایق وصف تو باشد
تو همان کسی هستی که بیش از همه دوستش دارم ،من با نگاه تو به دریچه ی دنیا نگریستم و با تو لحظه لحظه آوای زندگی را گوش دادم،دستانت برایم گرمی آفتاب را به ارمغان آورد و با هوای تو تنفس می کنم و زنده ام ،من همیشه محتاج نگاه تو هستم همان نگاهی که بیشتر از جانم برایم ارزش دارد.
همان گونه که بزرگان گفته اند:بهشت زیر پای مادران است
آری مادرم لایق این بهشت هستی و خواهی بود چرا که با وجود پاکت دنیا برایم از بهشت زیباتر است و اگر نباشی از شب سیاه تر است که دلم نمی خواهد لحظه ای بدان بیندیشم
تو مرا در دامان پرمهر و محبت خویش پروراندی ،تو خالق من بعد از خدا هستی و باز هم می گویم واژه ها خیلی ناچیز است در وصف تو و نمیدانم چگونه زحمات تو را جبران کنم فقط می نویسم:
دوستت دارم باورش با تو.....
نوشته ای از ملیحه سرحدی

مادر
مادریعنی لطف و مهربانی که گمان می کنم معنی آن راجزنسیم درک نمی کند.مادریعنی مکمل زندگی، وقتی که کنارش هستی انگارآرامش تمام دنیادراختیارتوست وچه زیباست هنگامی که دستان زیبایش رامی بوسی واشکی که ازگونه هایت جاری میشودکه هیچ وقت قادربه پاک کردنش نمی شوی ویقین دارم لحظات زیبای با اوبودن همان بهشتی است که خدادراین دنیابه ما داد.
مادریعنی حسی زیبا که هیچ وقت نمی توان توصیفش کرد وقصه اش قصه ی شمع وپروانه است که هیچ فردی معنی واقعی آن رادرک نمی کند،اگرنباشد،نمی دانم قطارزندگی برروی کدام ریلش حرکت می کند وخورشید با کدام پرتو خود به زمین می درخشد و زندگی چگونه بدون اوجریان خواهد داشت اوکه به من آیین زندگی را پیچیده درنقاشی های کودکانه ام آموخت وگفت زندگی زیباست به شرط آنکه بدانیم چگونه زندگی کنیم.
فاطمه دادپور

مادر دوستت دارم تا بی کران های آسمان و تا ژرفای دریای آبی
ای مادر ای که چون باران بر قلب تشنه ی محبت من باریدی
نامت بر تارک قلبم حک شده و تمام وجودم با تو انس گرفته به وسعت آسمان ها دوستت دارم که چون کبوتر بر آسمان آبی دلم پرواز می کنی
مادر تو بذر عشق بر قلبم می پاشی بذری که گل های آن همه دست دعا به سمت خدا دراز کرده کرده اند به تعداد تمام گل های دنیا،،صدها سبد گل رزسرخ تقدیم به تو که بهترینی
مادر ای که الفبای زمانه را به من آموختی و به من راه درست زیستن یاد دادی... ای که در امواج متلاطم دریای حقیقت زندگی،پشتم بودی دوستت دارم
نرگس باقری
مادر
دوستت دارم تا بی کران های آسمان و تا ژرفای دریای آبی
ای مادر ای که چون باران بر قلب تشنه ی محبت من باریدی
نامت بر تارک قلبم حک شده و تمام وجودم با تو انس گرفته به وسعت آسمان ها دوستت دارم که چون کبوتر بر آسمان آبی دلم پرواز می کنی
مادر تو بذر عشق بر قلبم می پاشی بذری که گل های آن همه دست دعا به سمت خدا دراز کرده کرده اند به تعداد تمام گل های دنیا،،صدها سبد گل رزسرخ تقدیم به تو که بهترینی
مادر ای که الفبای زمانه را به من آموختی و به من راه درست زیستن یاد دادی... ای که در امواج متلاطم دریای حقیقت زندگی،پشتم بودی دوستت دارم
مادر یعنی زندگی،یعنی تنها امید لحظه ها ،سایه بانی که فرزندش را از افتاب سوزان سختی ها در امان می دارد
مادر همچون پروانه ای که سالها اطراف گل می چرخد
مادر یعنی چتر امیدواری زیر باران ناامیدی
مادر فرشته ای که فرزندش را در دامان پرمهرش می پروراند تا به پاس زحمات بی پایان خویش فرزند را بر قله های سعادت و افتخار به نظاره بنشیند
مادر درمان دردها ،کشتی مهربانی که بر ساحل سعادت کنگر انداخته
مادر تک گل باغ احساس و خوشبوترین گل هستی
شایسته است سبدی گل با افتخار تقدیمش کنم
روزت مبارک
مرضیه حیدری

مادر وقتی اسمش به میان می اید آرامشی محض همه ی وجودم را دربرمی گیرد همان فرشته ای که سجاده عطرآگینش همیشه نورافشانی می کند
مادری که لالاییش از نجوای نسیم و نغمه خوش چشمه خوش تر است.مادری که آغوش گرمش گهواره شکوفایی و رشد من است
مادری که دلش به پاکی آسمان و به بزرگی دریا و به لطافت افتاب است،همان تبسمی که به زندگی جانی دوباره می بخشد و تجسم همه ی خوبی هاست
وقتی که تکیه گاهی استوار چون مادر داری باید دلهره هایت را به باد بسپاری
مادر نامت را در قاب قلبم به نام عشق می نگارم
زینب افراطی
موضوعات مرتبط: دل نوشته ها ، انشاء دانش آموزان
برچسبها: ادبی , دلنوشته , انشای دانش آموزان



