زنگــ انشا

قلمت را بردار،بنویس از همه ی خوبیها؛زندگی،عشق،امید

زنگــ انشا | قدر

طیبه غلامی
زنگــ انشا قلمت را بردار،بنویس از همه ی خوبیها؛زندگی،عشق،امید

تشنه ی یک جرعه عشق

کارت پستال درخواستی طراحان

برخيز!

بيدار شو!

گوش كن!

صداي بال فرشتگان را مي شنوي؟

نگاه كن!باران نور را ميبيني؟

دلت را به او بسپار و وجودت را غرق تمنا كن!

امشب آسمان به زمين نزديك مي شود و كريمانه،دل هاي كويري را ستاره باران مي كند.

امشب،شب قدر است؛شبي برتر از هزار ماه است،شبي كه برتر از تمام عمر توست

شب تولدي دوباره،شبي كه درهاي آسمان باز مي شود،شب قدر است.

قدرش را بدان؛شايد فردايي نباشد...

پرواز را به خاطر بسپار!دستانت را به فرشتگان بسپار!

تنها با «او» راز و نياز كن و بخواه،هر آنچه خير توست

كريما:در لحظه هاي زيباي دعا،سجاده ام را به سويت مي گشايم و قلبم را مملو از عشقت

مي كنم ،تو را به نام هاي اعظمت قسم مي دهم كه لطف و كرمت را از من دريغ ننمايي.




لاالهالاانت سبحانک انی کنت من الضالمین

::::التماس دعا::::  


http://khamenei313.persiangig.com/image/mazhabi/22.gifتشنه ی یک جرعــــــه عشــــــ ــــقhttp://khamenei313.persiangig.com/image/mazhabi/22.gif

بغض را مي شناسم و نمي شناسم.

عدالت را با حضور تو باور مي كنم و نمي كنم.

جوشش اشك را در ظلمي كه بر بي پناهان رفت در چشم تو باور مي كنم و نمي كنم.

باور از اين رو كه مردي و مردانگي با تو تفسير يافت و ناباوري از آن رو كه چنان بي بديل بودي

و بي بديل ماندي كه عدالت در نبود تو به سوگ نشست و هنوز نيز!

اي همه نيكي!اي همه برازندگي!اي آن كه گستره ي حضورت را جهان تاب نياورد و جهانيان...

اي آنكه خاطرت را ستمي بر موري آزرده مي كرد و صلابتت كوه را به كرنش وا مي داشت.سلام!

من زخمي رنج هاي بي شمار،با اشك سلامت مي گويم و مي دانم كه همواره تنها تو را صدا توانم زد.

يا علي!خداي تو در آن محراب عشق،كدامين عروج و اوج را در مقابل چشمان خسته و منتظر تو گشود

كه زخم شمشير آب داده به زهر كينه،تو را به رهايي راهبر شد؟

يا علي!اي كه يادت شفا و سرچشمه ي رجاست.

چه بگويم كه حضورت در پهنه ي هستي حجتي بر مسلماني است!

چه بگويم كه اگر فرياد دردمندان تو،براي هميشه تاريخ،اين گنبد دنيا را به حلاوت خويش ميهمان

نمي كرد،چه آسوده مي شد پا بر سر هر چه مردي و مردمي است نهاد

و دل را به ملعبه ي بي شمار بست،آن گونه كه بستند و هنوز هم...

يا علي!ما به نان و آبي خرسنديم اگر بدانيم تو آن را به تساوي تقسيم مي كني.

ما كرامت را دوست مي داريم نه وجاهت و شهرت را.ما كريمانه زيستن را از تو آموختيم و قناعت را...

يا مرتضي!

اي تن داده به رضاي خدا!اي آن كه هستي به نامت مي بالد ما را درياب كه فريادمان در گلو

شكسته است و پايمان از رفتار باز مانده است.ما را درياب كه سخت درمانده ايم!

يا علي!

برخيز و ندا در ده...ما اينك مي دانيم رحمت تو چه طعمي و حلاوتي دارد

و دست نازنين تو،چگونه اشك تب آلود ما را از گونه هايمان خواهد سترد.

يا علي!ما تاوان تنها گذاشتن تو را با قرن ها تنهايي و حقارت و بي كسي پرداختيم...

بيا كه تشنه ايم،تشنه ي يك جرعه از جامي كه تو در كام زخم آلودمان خواهي ريخت

يا علي!

ما و فرزندان ما تشنه اند...جرعه اي عشق.

 

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_


موضوعات مرتبط: دل نوشته ها ، مناسبت ها
برچسب‌ها: مذهبی , ادبی , قدر , امام علی

تاريخ : یکشنبه ششم تیر ۱۳۹۵ | 4:3 | نویسنده : طیبه غلامی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.